تبلیغات
اطلاعات عمومی -سرگرمی و خنده - جانشین ضرغامی کیست
ده سال گذشت و چند روز بیشتر باقی نمانده است، هر کس می تواند براساس سلیقه، تفکر و نوع نگاه خود نمره ای به بخشی یا کل مجموعه بزرگ صدا و سیما بدهد اما هر چه بود اکنون دوره مدیریت آقای ضرغامی را می توان گذشته دانست و چشم به آینده داشت.

بی تردید دستگاهی به این وسعت که امواجش نه فقط سراسر کشور بلکه ایرانیان اروپا و امریکا را هم مد نظر قرار داده و باید سلیقه ها و اقشار مختلف را پوشش دهد نمی تواند مطابق سلیقه همگان عمل کرده و همواره برخی منتقد و برخی هم تحسین کننده آن بوده اند، صدا و سیما می توانسته و می تواند در هر اقدام خود اگر بخواهد موافقانی در کوچه و بازار پیدا کند و آنها را مشتی از خروار بداند و هم می تواند با نگاه کارشناسی به دنبال اصلاح مشکلات و بهبود خود باشد. اما چند نکته مهم هست که شاید در دوره جدید بتوان آن را جمع آمد و نظر غالب در مورد این رسانه دانست.

به هر حال دو مشکل مهمی که به نظر نگارنده این متن می رسد یکی یک طرفه بودن صدا و سیماست، یک طرفه هم به معنی بی رقیب رسمی بودن، هم به معنی خودگردانی و عدم پاسخگویی به نهادی مشخص (مانند شهردار به شورای شهر)، هم به معنی حاکمیت نگاه گروه مدیریت کننده در برنامه ها و ... می تواند باشد. صدا و سیما می تواند یک برنامه را به عرش اعلا ببرد، از یک سریال خبر و برنامه و شعار بسازد (مختار)، یک فرد هنری و سیاسی را بزرگش کند و برعکس دیگری را بکوبد و تحقیر کند. کدام محکمه و کدام دستگاهیست که بتواند جز نوشتن یک نامه اقدامی انجام دهد؟

به نظر می رسد مدیریت جدید باید ارتباطی تعاملی و دو سویه با همه اقشار مردم برقرار کرده و به همه آنها به نسبت اکثریت و اقلیت توجه نموده و هم برایشان برنامه بسازد و هم تریبون و نماینده آنها باشد. اگر ۶۰ درصد مردم سلیقه الف را دارند، طبیعتا ۶۰ درصد برنامه ها هم باید در جهت خواست آنها باشد و ۴۰ درصد در جهت سلیقه ب نه آن که صدا و سیما صرفا به سلیقه ای که می پسندد اکتفا کرده و آن را به عنوان نظر قالب جامعه مرتب پمپاژ کند. موضوعی که شکاف هر چه بیشتر بین مردم را به دنبال خواهد داشت.

شاید مشکل از قانون باشد ولی شورای نظارت بر صدا و سیما علاوه بر این که خود باید مانند هیئت منصفه ای برخواسته از فرهیخته ترین و عالم ترین افراد آن هم در رشته های مختلف تشکیل شده باشد، نظرات آنها مانند شورای شهر ملاک عمل و بخش نامه کاری رئیس صدا و سیما تلقی شود نه آن که در هر سال به فرض تشکری و تذکری از این شورا نشر پیدا کند که آن هم معلوم نیست چه کمکی خواهد کرد و اصولا آب در دل رئیس را به تکان وا می دارد یا خیر. صدا و سیما باید روابط عمومی قدرتمندی داشته باشد که مرتب افکار سنجی کرده و بداند که چه رویه ای را دنبال کرده و چه اقداماتی را انجام ندهد، بداند که قرار نیست مردم همه یک شکل و یک نظر و یک رای باشند به ویژه در مسائل سیاسی، لازم نیست کسی که نظری متفاوت دارد حتما خارجی یا تحریک شده از طریق ماهواره ها باشد.

یکی از اقدامات نابخشودنی صدا و سیما این بوده است که فضایی مجازی را برای بسیاری فراهم نموده که خود می خواسته، نظراتی از مردم پخش شده که قرار بوده پخش شود و معلوم نیست اگر اینترنت و تلویزیون های رنگارنگ ماهواره ای نبودند ما الان دنیای غرب یا شرق را چگونه در ذهنمان تصویر می کردیم. هر چه که خسروی صدا و سیما کرده شیرین بوده و هر چه مثلا غرب انجام داده عین سیاهی و ظلمت بوده است، چیزی که اثباتش به جوانان ما آسان نیست.

آیا وجود ده ها بخش خبری و دهها قسمت تولید کننده خبر چه سودی رسانده و واقعا چقدر از آنها لازم است؟ آیا اصلا مردم این همه را می پسندند؟ آیا فرضا با وجود شبکه خبر وجود اخبار در تمام شبکه های دیگر چقدر موضوعیت دارد؟ آیا حضور همزمان بیش از ۷ تا ۸ لوگوی صدا وسیما در یک برنامه خبری که پشت هر کدام گروهی از عوامل هستند تا چه حد لازم است؟

یا داشتن ده ها سایت خبری و تولیدی در اینترنت که هر یک از آنها هم اتاق و کارمند و حقوق می خواهند چند نفر مخاطب را راضی کرده است و چه اثری داشته؟ آیا صرف دادن آمار و نمودار رنگی به معنی کارکرد مفید بوده است؟

به هر حال هر بخش از صدا و سیما از تولید گرفته تا خبر و پشتیبانی و ... نیاز به بازنگری و مطابق ساختن آن با نیاز روز مردم دارد آن هم با نگاهی همه جانبه نگر، در جهت همدلی بین مردم و انعکاس درست حقایق جامعه به گونه ای که هر طیف و سلیقه ای به اندازه پایگاه مردمی خود جا داشته باشد.

تاریخ : شنبه 10 آبان 1393 | 11:44 ب.ظ | نویسنده : علی رضا بتویی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.